حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

612

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

رشت را از نصرت السلطنه گرفتند . هنوز كار ركن الدوله معلوم نيست . اميدوارم در نشست ديگر ، خبرهايى صحيح به واسطهء خصوصيت و محرميت اين دو رفيق جديد بنويسم . سه‌شنبه 29 محرم 1321 قمرى هو فرزند جان كار خراسان به رسوائى و محاصرهء ارگ كشيده است . روز دوشنبه و يكشنبه ، از اول روز در تلگرافخانه بودم تا غروب ؛ تا هذالساعه معلوم نيست حكومت تغيير كند يا برقرار بماند . سهام الممالك نوشته بود سه دفعه الى حال ، استعفاى سخت كرده است . حرف مردم اين است كه اسباب اين قحط ، خود حاكم است « 79 » ، بيست هزار خروار جنس ضبط انبار دارد و نمىخواهد خروارى 40 تومان بفروشد . الان خروارى 22 تومان است ، نمىدهد . در هر صورت ، اگر هم تغيير كند ، به من نمىرسد ؛ زيرا كه تا بتواند ، ارباب مىخواهد عين الدوله را آنجا بفرستد ؛ اگر نشد ، اقبال الدوله ؛ نشد ، مجد الدوله و ركن الدوله تقديم نقد مىدهند . هيچيك نشد ، علاء الملك . ولى ظن من اين است ، يا عين الدوله يا شعاع السلطنه خواهد رفت . اصلاح باطنى آن دسته با اتابك ، ممتنع است . آن‌ها هم نمىتوانند تغيير صدارت را بدهند . يك‌شنبه 12 صفر 1321 قمرى هو فرزندجان تا به حال كه چهار ساعت به غروب مانده است ، به واسطهء واردين بىمعنى و كارهاى سعد الملك ، نتوانستم كاغذ شما را بنويسم . پاكت مورخه 9 صفر رسيد ، از احوالت مطلع شدم . دلتنگى و شكايت از پيش نرفتن مقاصد نكنيد . شكر مىكنم ، شما هم شكر كنيد كه در ميان خانواده ، شما يك نفر داخل در كاريد . اگر علاء الدوله با غير ما كنار بيايد ، ملاحظهء ايجاب خود را نكنيد . كار علاء الدوله را اگر

--> ( 79 ) - اين قحط و غلا اختصاص به خراسان نداشت و در ساير ولايات هم عيان بود ، از آن جمله در تهران . سيد احمد تفرشى حسينى در يادداشتهاى خود به تاريخ 22 صفر 1321 ، مىنويسد : « . . . اوائل ماه محرم و صفر 1321 نان‌ها را پاشترى كرده يعنى سواى آرد گندم همه چيز دارد و قوت آن را ندارد كه سنگك بپزند . دكان سنگكى هم پاشترى مىپزد و در ظاهر هم يك من شش عباسى است ولى چهار سير كم مىدهند و در بيستم يك من سى شاهى شده به شرط آنكه تمام باشد . به جهت اين مسئله زن‌ها اجتماعى كرده بودند كه به اعليحضرت همايونى از عدم نان و گرانى نرخ تظلم نمايند . حضرت و الا شاهزاده عين الدوله حكمران دار الخلافه يكى دو نفر از زن‌ها را در خيابان گوسرزده و مجددا عصر اجماعى كرده و هرچه خواسته‌اند به شاهزاده گفته‌اند . حالا كه بيست و دوم صفر است نان‌ها قدرى بهتر است كه مىتوان خورد و حكومت متعذرست بر اينكه گندم نيست » ر . ك : تفرشى حسينى . سيد احمد . روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران . [ به كوشش ] ايرج افشار ، تهران ، ( امير كبير ، 1351 ) : 2 ، 3 .